تبليغاتX
آرامش قلبها
آرامش قلبها
کلیات زندگی
با صدای وزش باد

با صداي وزش باد سخن ميگويم .

ومدام شکوه ها را به تن تيره شبهاي سکوت.

من فراموش شده . در بدر فاصله ها.

عابر جاده تنهايي خود.

سمت پرواز به تنديس تو .آيينه و نور..

دست خالي مرا هم به دو دستت بسپار.

ببرم خانه رويايي دور.

يا که برگرد بيا.تا که انديشه ماندن باقي ست.

ترسم از روز سياهي ست بيايي و چه سود..

رفته باشم و بداني که چه دير آمده اي....

 

این شعر از دوست خوبم بود که خودشوالنازمعرفی کرده...

ممنون از این دوست عزیز جالب بود اینجا اوردم تا شما عزیزان نیز 

استفاده کنید البته با اجازه الناز جون ...

 

2 نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط فریبا  |