تبليغاتX
آرامش قلبها
آرامش قلبها
کلیات زندگی
ساعت

 

  نمونه هایی از تصاویر ساعت :

   به نظر شما کدوم ساعت قشنگتره ...؟؟؟!!!

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

Clik to Join 4 more mails@ Mumbai Hangout

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط فریبا  | 

تصاویر

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط فریبا  | 

مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر
 

                          عید آمدو عید آمد                    آن وقت سعید آمد...

پیشا پیش حلول ماه شوال و فرا رسیدن عید سعید فطر  رو به همه

 شما عزیزان تبریک وتهنیت عرض میکنم  امیدوارم از این ماه استفاده

 کافی و برده باشیم و بهتر از سالای دیگه از پس اعمالمون بر بیایم

 البته به کرم و لطف الهی ....

 رمضان هم با تمام خوبیهاشو و برکاتو قشنگیش رفت ماهی که سفره

 الهی پهن بود و هر چه دلمون میخواست فراهم بود کاش همه روزا و

 ماهها رمضان بود اونوقت چه خوب میشد ...

 هیهات تا سال و ماه آینده ...آیا سال دیگه هم زنده ایم تا این ماه عزیز

 استفاده شایان ببریم ... انشاالله ...

   این گلها رو هم تقدیم همه شما عزیزان

  

FROM YOU FLOWERS

FROM YOU FLOWERS

FROM YOU FLOWERS

FROM YOU FLOWERS

FROM YOU FLOWERS

FROM YOU FLOWERS

FROM YOU FLOWERS

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط فریبا  | 

خداوندا
 

   خداوندا بادا که بیشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی بخشیدن ...

   درپی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن ...

   در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن ...

   چه با دادن است تا میگیرم ...

   با فراموشی خویش  است تا خویشتن را با ز  می آوریم ...

   با بخشیدن است که بخشش را به کف می آوریم ...

   با مردن است که به زندگی بر انگیخته می شویم ...

2 نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط فریبا  | 

                                            رمضان ماه خدا

رمضان ماه پاکی يادت بخير

رمضان ماه خدا يادت بخير

رمضان آن سحری وشب بيداری

آن همه مناجات وبی خوابی

آن همه گفتگوی شبانه

به خاطر خدای يگانه

آن همه شب بيداری ورازو نياز

آن چه تودردل داری بگو بعد از نماز

حتی خواب وراه رفتن عبادته

هر چه در قلب توست همه حاجته

حواسمون باشه يادمون نره

يادمون باشه تمام اعضامون روزه باشه

روزه يعنی از صبح تا شب چيزی نخوردن

ياد همه فقرا و بيچاره بودن

درتوبه در شب قدر  به روی همه بازه

پس توبه کنيم تکرار گناه !يادمون نره

شب قدر آن همه ذکرهای شبانه

آن همه رازو نيازعاشقانه

آن همه بيداريهای عارفانه

رمضان در دلهامون کرده آشيانه

کاشکی همه قدر رمضان وبدونند

که در پاکی و طاعت ناگه نمونند

2 نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1384ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط فریبا  | 

علی (ع) مو لای مظلو مان
 

 

         علی (ع) دوستـــــــدار کــــــــودکان بــــــــود

          

  در شب ۱۹ رمضان  ماه رمضان توسط

 ملجم مرادی لعنه الله علیه فرق مبارک آن حضرت شکافته شد                                                

 نهج البلاغه این کتاب پر بند و با فضیلت از اولین امام شیعیان میباشد وپر از فضایل اخلاقی است .....

 

   

 

       علی              للببلییلبلبیلبل           علی مولای مظلومان  مولای مظلومان  علی مولای مظلومان

                           علی مولای مظلومان

علي مولاي مظلومان عالم

 
 

بگو از نارفيقان چون بنالم

از آن شامي که سر در چاه کردي

 
 

مرا از درد خويش آگاه کردي

طنين ناله در افلاک افتاد  
   تمام آسمان بر خاک افتاد
پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند  
   تو را با ريسمان فتنه بستند
کدامين شب از آن شب تيره تر بود  
  که زهرا حايل ديوار و در بود
زمان بر سينه خود سنگ مي کوفت  
    زمين از داغ زهرا شعله ور بود
تو مي ديدي ولي لب بسته بودي  
   که آيين محمد در خطر بود؟
ندانستم که در چشم حقيقت  
   کدامين مصلحت مد نطر بود
گلويت استخواني اتشين داشت  
  که فريادت فقط در چشم تر بود؟
فداي تيغ عريان تو گردم  
  کسي آيا زتو مظلوم تر بود؟
مه خورشيد طلعت کيست؟ زهرا  
   چراغ شعله خلقت کيست ؟ زهرا
پس از زهرا علي بي همزبان شد  
  اسير امتي نامهربان شد
علي تنهاست در يک قوم گمراه  
   زبانش را که مي فهمد به جز چاه
پس از او کيسه نان و رطب کو  
   صداي ناله هاي نيمه شب کو
خدايا کاش آن شب بي سحر بود  
  که تيغ ابن ملجم شعله ور بود
اذان گفتند و ما در خواب بوديم  
  علي تنها به مسجد رهسپر بود
در آن شب تا قمر در عقرب افتاد  
  غم عالم به دوش زينب افتاد
فدک شد پايمال نانجيبان  
  علي لرزيد و در تاب و تب افتاد
يقين دارم به جرم فتح خيبر  
   فدک در دست ال مرحب افتاد
علي جان کوفيان غيرت ندارند  
  که فرمان تو را گردن گذارند
علي جان کوفيان با کياست  
  جدا کردند دين را از سياست
بنام دين سر دين را شکستند  
   دو بال مرغ امين را شکستند

 

   این شعرو تو سایت دیدم و نویسندش گمنام میباشد

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط فریبا  |